تبلیغات
حرفهایی از جنس دل

سکــــــــــــوتـــــــــــــــــــــــــــ

دوشنبه 22 اسفند 1390 00:51

نویسنده : Rosha
تو سکوت می کنی

فریاد زمانم را نمی شنوی !

یک روز من سکوت خواهم کرد !

تو آن روز

برای اولین بار

مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید !!!
-حسین پناهی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 22 اسفند 1390 10:38

:(

دوشنبه 22 اسفند 1390 00:41

نویسنده : Rosha
به خودت مگیر شیشه ی پنجره
تمیزت میکنند که کوه را بی لَکه ببینند
و آسمان را بی چِرک
به خودت مگیر شیشه …
تمیزت م
یکنندکه دیده نشوی. . .





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 22 اسفند 1390 10:38

بــــ ــــــــــــــــــــارن

دوشنبه 22 اسفند 1390 00:24

نویسنده : Rosha
و من از تمام آسمان ، باران را می خواهم
و از تمام زمین ، یک خیابان را
و از تمام تو ،
یک دست . . .
که قفل شود در دست من !




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 24 اسفند 1390 22:17

انتظـــــــــــار یکــــــ آغــــــــوش

چهارشنبه 17 اسفند 1390 00:35

نویسنده : Rosha
سه روز است که یکبند باریده
انگار گنجشک‌ها مرده اند
فکرش را بکن
به جای آوازِ پرنده
در گوشِ من
... اسبی شیهه می‌‌کشد
من از شهوتِ یک بعد از ظهر خالی‌ شده ام
اینجا
این اتاق
این تخت
این خانه
هوسِ بودن را از من گرفته است
سه روز است که باریده
من و چشم‌های بی‌ انگیزه ی من
پر می‌‌شویم
از خیال
رویا
انتظار
حدس
حدس یک صدا
صدا ی پای کسی‌ که می‌‌آید
که حدس می‌‌زنم می‌‌آید
خش خش یک چتر
انتظارِ یک دست
یک آغوش
کسی‌ که در یک بعد از ظهر دل‌ گرفته
بعد از سه روز که یکبند باریده
هوس بودن با من را دارد
شاید ... شاید ... شاید ... گنجشک‌ها هنوز نمرده باشند

( سه چیز را برای هیچکس آرزو نمیکنم ... تنهایی‌ ... سه روزِ بارانی ... و این دو سوال ، میایی ؟؟ نمیایی؟؟)



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 17 اسفند 1390 00:37

و عشـــــــــــ ـــــــــــــــق . . .

چهارشنبه 17 اسفند 1390 00:06

نویسنده : Rosha

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آنچنان مات، که حتی مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی..
           (مشیری)          

                                                  

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 20 اسفند 1390 10:50



تعداد کل صفحات : 3 1 2 3